تبلیغات
سایه های سفید - کودکانه
سایه های سفید
سه شنبه 26 آبان 1394 :: نویسنده : ramin
تقدیم به همه کسانی که

هنوز ساده و یک رنگ هستن


پا به پای کودکی هایم بیا

کفش هایت را به پا کن تا به تا

قاه قاه خنده ات را سازکن

بازهم با خنده ات اعجاز کن

پابکوب و لَج کن و راضی نشو

با کسی جزعشق همبازی نشو

بچه های کوچه را هَم کُن خبر

عاقلی را یک شب از یادت ببر

خاله بازی کن به رسم کودکی

با همان چادرنماز پولکی

طعم چای وقوری گلدارمان

لحظه های ناب بی تکرارمان

مادری ازجنس باران داشتیم

درکنارش خواب آسان داشتیم

یا پدر اسطوره دنیای ما

قهرمان باور زیبای ما

قصه های هرشب مادربزرگ

ماجرای بزبزقندی وگرگ

غصه هرگزفرصت جولان نداشت

خنده های کودکی پایان نداشت

هرکسی رنگ خودش بی شیله بود

ثروت هربچه قدری تیله بود

ای شریک نان و گردو وپنیر!

همکلاسی! بازدستم را بگیر

مثل تو دیگرکسی یکرنگ نیست

آن دل نازت برایم تنگ نیست؟

حال ما را ازکسی پرسیده ای ؟

مثل ما بال وپرت را چیده ای ؟

حسرت پرواز داری درقفس؟

می کشی مشکل دراین دنیا نفس؟

سادگی هایت برایت تنگ نیست؟

رنگ بی رنگیت اسیررنگ نیست؟


آسمان باورت مهتابی است؟

هرکجایی شعرباران را بخوان

ساده باش وبازهم کودک بمان

بازباران با ترانه،گریه کن !

کودکی تو،کودکانه گریه کن!

ای رفیق روزهای گرم وسرد

سادگی هایم به سویم بازگرد!










نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 10 آذر 1394 02:59 ب.ظ
من اگر با من نباشم میشوم تنها ترین کیست با من گر شوم من باشد از من ماترین
من نمی دانم کی ام من ، لیک یک من در من است
آن که تکلیف منش با من من من ، روشن است
من اگر از من بپرسم ای من ای همزاد من ای من غمگین من در لحظه های شاد من
هر چه از من یا من من ، در من من دیده ای
مثل من وقتی که با من می شوی خندیده ای
هیچ کس با من ، چنان من مردم آزاری نکرد این من من هم نشست و مثل من کاری نکرد
ای من با من ، که بی من ، من تر از من می شوی هر چه هم من من کنی ، حاشا شوی چون من قوی
من من من ، من من بی رنگ و بی تاثیر نیست هیچ کس با من من من ، مثل من درگیر نیست
کیست این من ؟ این من با من زمن بیگانه تر این من من من کن از من کمی دیوانه تر ؟
زیر باران من از من پر شدن دشوار نیست ورنه من من کردن من ، از من من عار نیست
راستی ، این قدر من را از کجا آورده ام بعد هر من بار دیگر من ، چرا آورده ام
در دهان من نمی دانم چه شد افتاد من مثنوی گفتم که آوردم در آن هفتاد من
سه شنبه 10 آذر 1394 02:54 ب.ظ
تا نگردی پاک‌دل چون جبرئیل
گرچه گنجی در نگنجی در جهان

آدمی چون کشتی است و بادبان
تا کی آرَد باد را آن بادران؟

( شمس و مولانا)
سه شنبه 10 آذر 1394 02:53 ب.ظ
میتوان زیبا زیست ..‌.
نه چنان سخت که از عاطفه دلگیرشویم ،
نه چنان بی مفهوم که بمانیم میان بدوخوب
لحظه ها میگذرند ،
گرم باشیم پرازفکروامید ،
عشق باشیم وسراسرخورشید ،
زندگی همهمه مبهمی از ردشدن خاطره هاست ،
هرکجاخندیدیم ،
هرکجاخنداندیم ،
زندگانی آنجاست ....

" بی‌خیال همه تلخی‌ها "
سه شنبه 10 آذر 1394 02:52 ب.ظ
عالی بود این پست :)
فوتبال با کت و شلوار... پسر است دیگر...
+ وب دخترونه تر شد :-/
سه شنبه 10 آذر 1394 02:51 ب.ظ
✘☜خُودَمو دوُست ندارَم ❥ ☞

⇦ چِرا ؟!؟⇨


♚↲چُون با هَمه می خندم ↱♚

♜⇚ هَمه رو دِلداری میدَم ⇛♜

♞↞نِگران هَمه میشم↠♞

♝↺بِه هَمِه اَهَمیَت میدَم↻♝

♛⇇بُغض خیلی هارو بـِه خَندِه تَبدیل
می کُنم⇛♛



✘وَلی✘



✘☜ هیچ کَس ☞✘
✘☜ هیچ وَقت ☞✘

^نَفهَمید^
`تو دِلم`
∅ چی میگذَره
شنبه 7 آذر 1394 02:20 ب.ظ
سلام
خوووش اومدم به وبلاگتون
وبلاگ زیبایی دارید مطالبو شعراتون قشنگن لایک
بنده هم وبلاگم پاک شده بود دوباره درست کردم
خوشحال میشم نظراتتونو تو وبم ببینم
ramin سلام خوش اومدی

خدمت رسیدم ولی وبلاگت باز نشد
فکر کنم ادرس وبت رو اشتباه نوشتی
چهارشنبه 4 آذر 1394 05:10 ب.ظ
ارزش هر انسان ؛

نـه به جنس ..

نـه به قـــَــد ..

بلکه به اندازه ی همـت و مهربانی ِ اوست
چهارشنبه 4 آذر 1394 05:09 ب.ظ
هیچوقت بخاطر زندگی از انجام دادن چیزی که دلت میخواد و دوس داری و در توانت هست کوتاهی نکن................
تا وقتی واسه دلمون زندگی میکنیم زندگی ارزش ادامه دادن داره ..
چهارشنبه 4 آذر 1394 05:09 ب.ظ
ما آدمها تنها موجوداتی هستیم که ادعا می کنیم خدایی وجود داره و تنها موجوداتی هستیم که جوری رفتار می کنیم که انگار هیچ خدایی وجود نداره..
چهارشنبه 4 آذر 1394 05:08 ب.ظ
هـنـگامـی کـه در زنـدگی اوج مـیـگیـری ،
دوسـتـانـت مـی فـهمـند تـو چـه کسـی بـــودی !
امـا هـنگامـی کـه در زنـدگی بـه زمـین مـی خـوری ،
آنـوقـت تـو میـفهـمـی کـه دوستـانـت چـه کـسـانـی بـودنـد . . .
چهارشنبه 4 آذر 1394 05:08 ب.ظ
گفتند.......

دلتنگی هایت را به برگ بسپار

پاییز، می ریزد.

سپردم....... .

اما ندانستم درخت دلتنگی های من

كاج است..........

دوشنبه 2 آذر 1394 06:49 ب.ظ
ﺍﻳـﻦ ﺭﻭﺯﻫــــــﺎ ...

ﺧﻴـﻠــــــﻲ ﻫـﺎ...

ﺧﻴﻠــــــﻲ ﻛـﺎﺭﻫـﺎ...

ﺩﺭ ﺣﻖ ِ ﺁﺩﻡ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ...

ﻭ ﺁﺧﺮﺵ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨـﺪ...

" ﺣﻼﻝ ﻛﻦ "
دوشنبه 2 آذر 1394 06:48 ب.ظ
شاید یک روز
یک نفر
یک جوری آدم را بخواهد
که خواستنش ب این راحتی ها تمام نشود!
دوشنبه 2 آذر 1394 06:47 ب.ظ
پاییز جان؛
مهرت که به ما نرسید
آبانت هم به غم گذشت
دوست داری
آذرت را
چگونه ببارم ....؟ ! ! !
دوشنبه 2 آذر 1394 06:46 ب.ظ
یـادمان بـاشد خـداونـد مـهمان قـلب هـای وسـیع است ...

هـرچـه قـلب هـای مـا از کـیـنه پـر بـاشد،
سهـم مـا از خـدا کـمـتر است ...
.
.
دلـتـون پـراز یـاد خدا . . .

دوشنبه 2 آذر 1394 06:46 ب.ظ
چشم بسته هم میشود راه رفت وزمین نخورد...اگر دستت در دست خدا باشد . . .

دوشنبه 2 آذر 1394 06:45 ب.ظ
بـه کـسی اعـتماد کن کـه بـتواند سـه چـیز را در تـو تـشخیص دهـد ...
انـدوه پـنهان شده در لـبخـندت را...
عـشق پـنهان شـده در عصبـانیـتت را...
و مـعنـای حـقـیقی سـکوتـت را ...



سلام ممنون بابت حضورتون...
دوشنبه 2 آذر 1394 02:45 ب.ظ
باران یعنی
نقطه چین
تا خدا ...
دوشنبه 2 آذر 1394 02:45 ب.ظ
شانس
نام مستعار خداست
آنجا که نمی خواهد
امضایش پای داده هایش باشد ...
دوشنبه 2 آذر 1394 02:45 ب.ظ
من شکوفایی گلهای امیدم را
در رویاها میبینم
و ندایی که به من می گوید
گرچه شب تاریک است
دل قوی دار
سحر نزدیک است ...
دوشنبه 2 آذر 1394 02:43 ب.ظ
شعاع مهربانیت را
روز به روز زیادتر کن
آنقدر که روزی بتوانی
همه را در آن جای دهی
آن وقت تا خدا فاصله ای نیست ...
دوشنبه 2 آذر 1394 12:26 ب.ظ
باز باران بارید ،

خیس شد خاطره ها ،

مرحبا بر دل ابری هوا ،

هر کجا هستی باش ،

آسمانت آبی ،

و تمام دلت از غصه دنیا خالی
[activityTitle]
دوشنبه 2 آذر 1394 12:26 ب.ظ
بیا با هم هر روز عشق را زندگی کنیم

یادمان نرود طعم نگاه های ترمان....

بیا هر روز که بیدار می شویم پنجره دل را بگشاییم

فریاد بزنیم:

ای عشق سلام!!!!

روزت بخیر!!!!

بیا اجازه ندهیم عادت بیاید توی روزگارمان

جا خوش کند و بخندد همچنان به ما

زندگی را تکرار نکنیم

زندگی را زندگی کنیم بی بهانه!!

هر صبح اغاز شویم دوباره عاشق شویم

من عاشق تو باشم تو عاشق من

بیا ابروی عشق باشیم....!!

دوشنبه 2 آذر 1394 12:25 ب.ظ
جازه آقا
من تازه آمده ام
هنوز نمی دانم روی کدام نیمکت بنشینم
توی کدام کتاب دنبال ردپای صداقت بگردم!
من جا مانده ام در اولین برگ
در اولین سطر"ای نام تو بهترین سرآغاز"
شعر عاشقی هیچ حفظ نکرده بودم
یک بار سالها دور، از رو خوانده بودم
که پر از غلط های املایی بود
نتیجه اش یک صفر بزرگ
اجازه آقا
من دوباره آمدم
تا مهربانی دلم را با زندگی جمع بزنم
ضرب در بی نهایت
با دلهای شما تقسیم کنم
من آمده ام
تا یک مثنوی بلند عاشقانه را
برای این کلاس از حفظ بخوانم
فرصتی دوباره می خواهم

دوشنبه 2 آذر 1394 12:24 ب.ظ
جازه آقا
من تازه آمده ام
هنوز نمی دانم روی کدام نیمکت بنشینم
توی کدام کتاب دنبال ردپای صداقت بگردم!
من جا مانده ام در اولین برگ
در اولین سطر"ای نام تو بهترین سرآغاز"
شعر عاشقی هیچ حفظ نکرده بودم
یک بار سالها دور، از رو خوانده بودم
که پر از غلط های املایی بود
نتیجه اش یک صفر بزرگ
اجازه آقا
من دوباره آمدم
تا مهربانی دلم را با زندگی جمع بزنم
ضرب در بی نهایت
با دلهای شما تقسیم کنم
من آمده ام
تا یک مثنوی بلند عاشقانه را
برای این کلاس از حفظ بخوانم
فرصتی دوباره می خواهم
دوشنبه 2 آذر 1394 12:24 ب.ظ
گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم

حالا یک بار از شهر می رویم

یک بار از دیار

یک بار از یاد

یک بار از دل

و یک بار از دست !

آری دیگر گذشت آن زمان . . .
دوشنبه 2 آذر 1394 12:23 ب.ظ
ه دوران کودکیت برگرد
کودک که بودی از زندگی چه میدانستی؟
نگاهت معصوم و خندهای کودکانه ات از ته دل
بزرگترین دلخوشیهایت داشتن اسباب بازی دوستت،پوشیدن گفش بزرگترها
و حتی خوردن یک تکه کوچک شکلات
بچه که بودی حسادت،کینه و نفرت در قلب کوچکت جایی نداشت
دوست داشتنت پاک و بی ریا
بخشیدنت با رضایت
چاره ی ناراحتی ات یک لحظه گریستن
و این پایان تمام کدورتها بود
می خندیدی و در دنیای خودت غرق می شدی!
چه شد؟ بزرگ شدی...؟!!!
دوشنبه 2 آذر 1394 12:23 ب.ظ


وگاهی..خیس باید كرد...

گلبرگهای زیبای برون را وگاهی بایدشكست....

شاخه های زاید خشكیده را..

تا سبز شوند جوانه ها..

وبخوانند..ترانه ها..زیر قطرات نم نم باران...
.گاهی مثل باران...

باید بخشید ترانه زندگی را...

تا عاشقی كنند .. پروانه ها
دوشنبه 2 آذر 1394 12:23 ب.ظ
ای عزیزای دلم یه روزی

ایوون از پرستوها پر میشه باز

ای عزیزای دلم یه روزی

سبزه رو باغچه ها چادر میشه باز

ای عزیزای دلم دوباره

غصه ها از دلامون رونده میشن

ای عزیزای دلم یه روزی

غزلای مهربون خونده میشن
دوشنبه 2 آذر 1394 12:17 ب.ظ
زندگی آرام است ، مثل آرامش یک خواب بلند .

زندگی شیرین است ، مثل شیرینی یک روز قشنگ .

زندگی رویایی است ، مثل رویای یک کودک ناز .

زندگی زیباییست ، مثل زیبایی یک غنچه ی باز .

زندگی تک تک این ساعتهاست ، زندگی چرخش این عقربه هاست

زندگی راز دل مادر من ، زندگی پینه دست پدر است، زندگی مثل زمان درگذر است....


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ramin
پیوندها
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

 قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ